زندگی لیزینگی یا لیزینگیت زندگی ، مساله این است؟


زندگی لیزینگی یا لیزینگیت زندگی ، مساله این است؟ *

قرار بر این بود که در این بخش کمی از معنویات گفته شود ؛ اما کمی که فکر کردم متوجه شدم که معنویات با زندگی روزمره ی ما در آمیخته است و اگر در اینگونه مطالب مصداقی آورده نشود و متن فاقد مسائل روزمره نباشد همان حرفهای تکراری همیشه را زده ایم . 
پس تصمیم بر آن گرفتیم تا در مورد زندگی روزمره ی انسانها بنویسیم و به آن فکر کردیم و پس از بحث و بررسی و تحقیق و تفحص به کمک تیم همراه و کابینت مربوطه (با کابینه فرق می کند و از فرنگ نیامده) به این نتیجه رسیدیم که زندگی روزمره ی ما انسانها شبیه به لیزینگ است .

 تعجب نکنید و مجله ورق نزنید ! چون این تحقیقات توسط تیمی خبره و اجنبی انجام شده است . فی الواقع همان زمان هم که دانشمندان به شباهت انسان با میمون اشاره کردند عده ای این امر را غیر قابل قبول دانستند و صد البته که تمامی کسانی که منکر این فرضیات بودند به سزای اعمال خویش رسیدند و پس از اثبات این فرضیه ، منکران این امر به بوقلمون تبدیل شده و تمامی عمر خود را به گفتن جمله ی غیر قابل قبوله سپراندند . حال در صورت صلاحدید به اثبات این فرضیه دقت کنید :


مثال اول : شما اگر پول کافی داشتید خودروی لیزینگی نمی خریدید ، پس لیزینگ به شما کمک کرد تا موفق به انجام این کار شوید . یا به عبارت دیگر ؛ شما اگر ازدواج نمی کردید متعهد نمی شدید و ازدواج به شما کمک کرد تا بتوانید به زندگی متعهد شوید . پس شما با هر دوی این کارها در معرض خطر قرار گرفتید و آمادگی دریافت 1009 نوع بلا را به جان خریده اید و مانده سود اقساط تمدیدی زندگی از هم اینک به شما چشمک می زند و ندا سر می دهد که ؛ یارا ! تازه اول راه است و شب دراز است و قسط طویل است و خرج جشن عروسی گزاف است و واسه ماشین ، خروس قربونی کن است و واسه عروس ، گاو بزن زمین است و جیب خالی است و پز عالی است و به به چه عروس گلی است و چه ماشین خوشگلی است و است است و است ! (اکنون می توانید نفس بکشید اما تازه اولشه).

مثال دوم : شما متعهد هستید که سالهای سال تا زنده ماندن عروس خانوم خرجی ایشان را بپردازید و مهریه هم طبیعتا عندالمطالبه می باشد و در صورت عدم پرداخت دادگاه خانواده را روئیت خواهید کرد ؛ یا به عبارت دیگر ؛ شما متعهد هستید که تا سالهای سال قسط ماشین را بپردازید و اگر نپردازید مشمول جریمه دیرکرد می شوید و جریمه ی دیرکرد هم عندالمطالبه می باشد.

تبصره : در مورد اول ، در صورت فوت همسر اقساط قطع خواهند شد ولی در مورد دوم در صورت آفتاب دیدن ، مهتاب دیدن ، خوابیدن ، چپه شدن ، باز هم باید اقساط ادامه یابد. 
تبصره 2 : طلاق گرفتن در بعضی موارد با ادامه ی خرجی و در بعضی موارد با اتمام خرجی همراه است ولی طلاق گرفتن از خودرو (فروختن) در همه ی موارد با ادامه ی پرداخت اقساط همراه است. با دو مثال فوق به این نتیجه خواهیم رسید که زندگی مانند خودروییست لیزینگی ، که شاید ندانی خودروی مربوطه سالم است یا خیر! مشکل فنی دارد یا خیر ؟ قابلیت پرداخت اقساط را داری یا خیر ؟
 اما ؛ حداقل این را میدانی که مثلاً یک خودروی پژو 405 می خری . حال باید به خوبی و خوشی با یکدیگر زندگی کنید وگرنه یا شما از دست خودرو و قسط و سود اقساط تمدیدی و هزینه وصول مطالباتش آتش میگیری یا پژوی مربوطه(!!!) که البته تاکنون خبری مربوط به آتش گیری خودروی مربوطه مخابره نشده است (الحمدلله).

نتیجه گیری : زندگی همانند هنداوانه ی در بسته ایست که گاه هیچ حساب و کتابی هم نمیتواند رخداد هایش را پیش بینی کند و این حساب و کتاب ها همانند نحوه ی محاسبه ی سود اقساط تمدیدی ضربدر اقساط معوق تقسیم بر سینوس اقساط سر رسید نشده است که جوابش معادل تخفیف در جریمه می باشد که گاه تا سقف صد درصد از گناهان زندگیت را می بخشد ولی تو آنچنان غرق در گناهی که گویی تنها و تنها بیست درصد از گناهانت بخشیده شده و این توهمی بیش نیست ؛ قانون بانک مرکزیه ! 
به هر صورت چه توهم باشد چه نباشد صد درصد گناهان دیرکرد شما بخشیده شده است ولی طرح های رحمت لیزینگ همیشه بروی مشتریانش باز است و شاید وقتی دیگر ، جایی دیگر ، خودرویی دیگر ، طرحی دیگر دیرکردت را جبران کنی . هرچند این طرح ها به گرد پای طرح هایی که خداوند در ماه رمضان برای بخشش بندگانش می گشاید نمی رسد . دلیلش آن است که بخشودگی گناهان تا سقف صد درصد ؛ نه توهمیست ،نه  قانون بانک مرکزی! ؛ و در آن ، گناهانت بدون هیچ تبلیغ و تیزری بخشیده می شود . 

و اینبار نیازی به ثبت نام و ثبت قسط و ثبت برگه ی نقدی نیست . بدون صف و بازارسیاه نوبت دهی از خانه ی خود و از راه دور به صورت غیر نقدی و کاملا قلبی و بی هیچ منتی گناهانت بخشیده می شود .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
*پی نوشت : این نوشته رو فروردین ماه نوشتم و قرار بود در ماهنامه ی یکی از شرکت های لیزینگی چاپ بشه که با توجه به اینکه احتمالا مسئولین امر بی خیال چاپ ماهنامه و این سوسول بازی ها شدند تصمیم گرفتم اینو بزارم تو وبلاگ . (البته این هم بگم که می دونم خیلی بد نوشتم ! شما بزارید به حساب اینکه تا حالا متن سفارشی ننوشته بودم ! )