تفریح سالم ما ایرانیان

با گذشت زمان به جمعیت اضافه می شد . خیلی ها بودند که برای رسیدن چنین لحظه ای ثانیه شماری می کردند . این رویداد به این مهمی سن و سال نمی شناسد . پیر و جوان در کنار یکدیگر !
خیلی ها تنقلات همراشان آورده بودند تا زمان شروع این رویداد تاریخی بیکار نباشند . هرچند این اتفاق سالهاست که تکرار می شود ولی این باعث نشده که از خیل عظیم جمعیت کاسته شود . ساعت به چهار صبح نزدیک می شود . مسابقات فوتبال جام جهانی هم به چشم خود چنین تماشاگران پرشوری ندیده . مسئولان نیز برای رفاه حال تماشاگران مجبورند زودتر به محل بیایند تا نظم محل را تامین کنند . بعضی کودکشان را نیز همراه آوردند تا در این رویداد تاریخی ثبت شوند و در آینده بهانه ای شود برای افتخارشان ! هوا در این ساعت از صبح به سردی می رود و این باعث شده تا عده ای پتو به دور خود بپیچند تا از سرما در امان باشند .
شور و اشتیاق مردم به اوج خود رسیده . عده ای فحاشی میکنند و عده ای شعار می دهند . جمعیتی حدود 15 هزار نفر دور هم جمع شده اند . هیجان مردم هر لحظه در حال افزایش است و این باعث می شود فنس ها تکان بخورد . آنها می خواهند رخداد مطلوبشان زودتر به سرانجام برسد و افراد داخل میدان را به کم کاری متهم می کنند و معتقدند می شود زودتر از اینها کار را یکسره کرد .
نیروی انتظامی از تماشاگران می خواهد آرامش خود را حفظ کنند و کمی به عقب بروند تا مراسم به خوبی برگزار شود .
التماس ها ، هلهله ها ، اشک ها ، لبخند ها...
اعدام پسرک 17 ساله ؛ که با غرور و نادانی اش جان خود و یک قهرمان ملی را گرفت پایان یافت . مردم به خانه هایشان برمیگردند و ماموران به پاسگاه . جنازه ی پسرک هم ... مهم نیست به کجا ! شاید اگر روزی داستانی فقط و فقط در مورد این قتل نوشته شود ؛ باز هم مشخص نشود که آیا او شروع کننده ی چرخه ی این خشونت بوده یا خیر ؟ ولی قطعا اثبات خواهد شد که این چرخه با مرگ او همچون کلاغ سیاهی که در پایان قصه هایمان هیچ وقت به خانه نمی رسید ، به پایان نمی رسد .


حال با این مقدمه در چند سطر باقی مانده به بررسی دلایل اجتماعی ، حقوقی و دینی مخالفان اعدام می پردازیم :
برای اولین بار پیشنهاد حذف مجازات اعدام توسط بکاریا ؛ یکی از بانیان حقوق جزا در قرن هجدهم مطرح شد . وی فصلی از کتاب «بررسي جرايم و مجازاتها » که در سال 1764 به انتشار رسید را به بررسی دلایلش در مورد حذف مجازات اعدام اختصاص داد و معتقد بود : « تاثير مجازات حبس ابد از لحاظ جلوگيري از ارتكاب جرم به مراتب بيشتر از مجازات اعدام است بعلاوه اين مجازات قابل جبران نيست و در صورتي كه اشتباهي در محاكمه روي داده باشد و تعديلي در مجازات لازم آيد، با اجراي مجازات اعدام اين امر غير ممكن ميگردد. » وی قرارداد اجتماعی را اعم بر نظم اجتماعی می دانست به طوری که معتقد بود ؛ نظم اجتماعی حاصل «قرارداد اجتماعی» است به اين سبب که هر فردی بخشی از آزادی و اختيار خويش را به حاکم مي سپارد برای بقای نظم اجتماعی. در کل اگر هدف از مجازات را بر اساس نظر اهالی علم حقوق بر دو بخش ببینیم ؛ بخش اول برقراری عدالت بین شاکی و متهم است . عده ای بر این عقیده اند که فرد مقتول عملا وجود خارجی ندارد که بخواهد بعنوان شاکی اقامه ی دعوی کند و بر این اساس حقی به شاکی برنخواهد گشت .  بخش دوم نیز در مورد جنبه ی اجتماعی جرم می باشد که هدفش ، الگوسازی پیشگیرانه در اجتماع و جلوگیری از تکرار دیگران به بزه مشابه است .
 باید دید آیا آمار و پژوهش ها چنین چیزی را اثبات کرده ؟ از سویی فرد دیگر وجود خارجی ندارد که در مورد اصلاح یا عدم اصلاحش بتوان بحث کرد و از سوی دیگر ساترلند معتقد است جرم آموختني است. بنابراين با اجراي مجازات اعدام نه تنها نبايد منتظر كاهش خونريزي باشيم كه با آموختن جرم توسط بزهكاران و زائل شدن قبح خونريزي نزد عموم مردم احتمال وقوع جرايم، بيشتر نيز مي شود. حذف مجرم نه تنها پاسخي مناسب به بزه كار نيست بلكه به نوعي تأييد روند كلي كار او يعني خشونت و از بين بردن كرامت انساني است. از سوی دیگر این نکته را نباید فراموش کرد که پیش آمده ، بسیاری از محکومان به اعدام بعداً بیگناه شناخته شدند و گاه چند دقیقه قبل از اجرای حکم بی گناعی شان ثابت شده است . بعضی نیزقبل از اینکه بیگناهیشان ثابت شود، کشته شدند و برای اینها، اشتباه جبران ناپذیر است.از سال ١٩٧٣ ، صد و نوزده نفر در٢٥ ایالت آمریکا بیگناه اعلام شده اند.

ویکتور هوگو در تاریخ 15 سپتامبر 1848 در مجلس موسسان فرانسه طی نطقی گفت : « آيا گمان داريد اعدام درس عبرت است؟ چرا؟ به خاطر آنچه درس مي‌دهد؟ مگر چه مي‌آموزيد با اين درس عبرت؟ اين را كه نبايد كشت؟ نبايد كشت را با چه مي‌آموزيد؟‌ با كشتن؟ »
در تشیع نیز موارد زیادی به بخشش و عدم خشونت اشاره شده است که تنها در اینجا به ذکر مثال و مقایسه ای ساده و در عین حال قابل تامل میپردازیم :

اگر احکام را بر دو نوع حق الناس و حق الله بدانیم لازم است به یکی از موارد حق الله اشاره کنیم . به طور مثال در مورد قانون قطع ید قرآن 23 شرط را برای انجام آن در نظر گرفته است و قاضی موظف است ریز به ریز 23 شرط را بررسی کند که نمونه هایی از آن وضعیت مالی سارق ، نحوه ی سرقت ، مقدار مال سرقت شده و موقعیت جامعه ازحیث اقتصاد می باشد (بند 10 از ماده 198 قانون مجازات اسلامی).
به طور مثال اگر کسی که از روی گرسنگی یا اضطراردزدی کند دست او قطع نمی شود .
لازم به ذکر است اکثر احکامی که در کشورمان اجرا می شود بر اساس حکم قصاص نفس میباشد و متاسفانه شاهد عدم گذشت هستیم و میبینیم که بخش رحمانی دین توسط توده ؛ اندک اندک به دست فراموشی سپرده می شود .
_____________________________

پی نوشت : 
 خبر آنلاین : قانون مجازات اسلامی پس از چند سال بحث و بررسی در مجلس هشتم، نهایتا بهار امسال به شورای نگهبان رفت و میانه های پاییز هم با ایراداتی به مجلس برگردانده شد. پایان دی ماه هم از تایید آن در شورای نگهبان خبر رسید. اما این قانون، چند تغییر عمده نسبت قانون قبلی داشته است. سکوت درباره حکم سنگسار و قتل انسان مهدورالدم، یکی از مهمترین اتفاقاتی است که در این قانون افتاده است.
همچنین حذف مجازات اعدام برای مجرمان زیر 18 سال، الزام دولت به پرداخت مابه التفاوت دیه زن و مرد در مجازات اعدام مرد، سخت گیری های بیشتر برای مجازات متحاوزین، پذیرش توبه به عنوان عامل سقوط مجازات، روشن تر شدن بسیاری از احکام و مجازات برای کاهش زمان دادرسی و وحدت رویه در صدور حکم، تعیین روشی شفاف تر برای محاسبه دیه و موارد بسیار دیگر، از تغییرات این قانون است که البته موجب شده قانون جدید، 200 ماده بیش از قانون قبلی داشته باشد