دلت نخواد تا الان کلی لایک خورده!

تا آنلاین شدم پیمان پیام داد:
-         داداش این ویدئو جدیده رو دیدی؟
خداییش کار از لایک کردن گذشته به مولا! باید کاری انجام داد.
 من که به نوبه‌ی خودم شیرش کردم رو صفحه‌م تا اطلاع‌رسانی بشه.

گفتم:
-         دمت گرم! ممنون از اطلاع رسانیت برادر!
 بعدشم چندتا شکلک غم و آه‌و ‌ناله رو با مینیون‌ها قاطی کردم و واسش فرستادم تا فکر کنه ویدئو رو دیدم.

حقیقتش وقتی دیدم چندتا سرباز جلوی دوربین رو زمین نشستن و بحثِ یک سازمان تروریستی وسطه گفتم حتما قراره دوباره یکی جلوی دوربین با اون یکی یه کار وحشیانه بکنه و بعدشم شعار بده و مسئولیت این امر خطیر رو بر عهده بگیره.

البته ما که بخیل نیستیم دمشون هم گرم! تو این روزهایی که همه از جوابگویی فراری هستند و مسئولیت کارشون رو قبول نمی‌کنند باز اینا دارن تابو شکنی می‌کنن. فقط می‌دونی!؟ همچین بگی‌نگی یه کم دارن راهو کج میرن لامصبا وگرنه نفس مسئولیت‌پذیری نه تنها عمل قبیحی نیست بلکه خیلی هم ملیح به نظر میاد.

آخر شب از بیکاری باز رفتم فیس بوک که فیلمه رو ببینم. گروهبان یکم جمشید دانایی فر جلوی دوربین حرفهایی می‌زد در حد اعتراف تلویزیونی! مثلا می‌گفت: «ما در سلامتی کامل به سر می‌بریم و از آنها هیچ نارضایتی نداریم» خوب البته به نظرم من دیالوگ‌هاش بد نبود منتها بازیگر درست نتونست در بیاره.

خلاصه لایکش کردم. بعد کامنت گذاشتم: «همین الان از دانشگاه انصراف میدم و میرم سربازی؛ بعد با بچه ها به حریم‌تون در خاک پاکستان تجاوز می‌کنیم و سربازامون رو نجات میدیم» بعدشم فیلم رو شیر کردم و همینکامنت رو توی توضیحاتش نوشتم تا یه کم آروم بشم. خداییش یه کم خنک هم شدم. بعدش برای اینکه خنک‌تر بشم رفتم سراغ تغییر فاز.

در همین راستا ساسی مانکن دانلود کردم تا حسابی شاد و شیش و هشت بشم. اما غافل از اینکه وقتی روزگار باهات بد تا کنه ساسی مانکن هم عرصه‌ی شادی‌های زیرزمینی رو میزاره کنار و از یه کنار دیگه عرصه‌ی کی لباستو می‌بنده و از اون حرفا رو ورمیداره.


خداییش دود از کنده بلند میشه. رفتم سراغ قهرمان دو میدانی ایران که هنوز هم با سالها سن ناباورانه در حال خوشحال خوندنه. اونو که گوش دادم حالم اومد سرجاش و استتوس زدم: «دی جی داری کم میاری آصف رو خبر کن» دلتون نخواد تا الان که کلی لایک خورده!

احسان نادرپور