دانشگاهی که آزاد می شود!

احسان نادرپور | ستاره صبح 223 | شنبه 30 فروردین |

شاید برای دانشجوی دانشگاه آزاد اتفاق عجیبی نباشد که برای انجام یکسری فعالیت های روتین دانشجویی با چراغ قرمز رو به رو  شود؛ اینکه چاپ یک نشریه ساده دانشجویی و حتی تاسیس و اداره ی یک انجمن علمی ممکن است چه اتفاقات ناگواری را برای دانشجویان دانشگاه آزاد رقم بزند فقط برای خود آنها قابل درک است. فقط خود دانشجویان می دانند که نبود دستورالعمل اجرایی یکسان و همچنین عدم التزام به اجرای قوانین وزارت علوم و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی تا کنون چه حق هایی را ناحق کرده است و چه مشکلات امنیتی برای فعالیت های علمی، صنفی و سیاسی آنها ایجاد شده است.
در سالهایی که جاسبی و دانشجو  بر سمند دانشگاه آزاد سوار بودند، بی توجه به آنچه که بر زیر سم‌های این اسب سرکش لگدمال می‌شود تاختند و تنها حقی که احقاق نشده ماند؛ حقوق مسلم دانشجویان بود. دانشگاهی که نام آزاد را یدک می‌کشد این روزها با تغییر مدیریتی امیدوار است که خاطرات تلخ پیشین برایش تکرار نشود.
پس از ریاست میرزاده بر دانشگاه آزاد طبیعتا تغییرات مدیریتی نیز آغاز شد. در این بین چیزی که بیش از همه چیز جلب توجه کرد پر رنگ‌تر شدن نقش آیت الله هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی در این عزل و نصب ها بود. جایگاه مشاوریِ نانوشته‌ی این دو شخصیت در این میان کاملا مشخص است. در حوزه ی فعالیت‌های فرهنگی و همچنین تشکل های سیاسی، این دانشگاه تغییراتی زیادی را به خود دیده است. اداره تشکل های دانشگاه آزاد این روزها افرادی را درون خود جای داده که پیش از این داغ سوء مدیریت گذشتگان را بعنوان فعال دانشجویی چشیده اند و اکنون برای التیام بخشیدن به این دردها می توانند پیش رو باشند. انجمن اسلامی دانشگاه آزاد تهران جنوب می تواند اولین پایگاهی نام گیرد که در دانشگاه آزاد دوران میرزاده توانسته طعم خوش بودن را بچشد.
معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد هم بیکار نبوده و توانسته با افزایش اعتباری که برای این معاونت گرفته افق های روشنی را برای آینده‌ی دانشگاه ترسیم کند. معاونت فرهنگی ابتدای امر با  ابلاغ آیین نامه های جدید شروع می‌کند تا دانشگاهی را که تا دیروز زیر بار هیچ قانون مصوبی نمی‌رفت مجبور کند که بالاخره از یک قانون واحد پیروی کند و بتواند به راحتی کانون و نشریه تاسیس کند.
در میان تشکل ها و کانون ها و نشریات؛ البته هنوز جای خالی شورای صنفی در دانشگاه آزاد پر نشده است و تنها شنیده هایی به گوش می‌رسد که در کنارش واژه ی به زودی شنیده می شود. هرچند از آخرین باری که یک مسئول دانشگاه آزاد در دوران مدیریت جاسبی در رابطه با شورای صنفی از واژه ی به زودی استفاده شد شش سال می گذرد؛ اما نسیم امید اجازه ی بدبینی به ما نمی دهد و کماکان منتظر تحقق این رویا در دانشگاه آزاد نیز می نشینیم.
اگر نگاهی گذرا به تاریخ جنبش دانشجویی در دانشگاه آزاد بیاندازیم و عملکرد مدیران گذشته را تحت بررسی قرار دهیم به خوبی می توانیم موسم تغییر را احساس کنیم. اما این تغییر چه زمانی عملی می‌شود؟
به طبع جامعه هدف باید نسل جدید دانشجویان باشد و در این میان بعلت نبود نهادهای دانشجویی در دانشگاه آزاد در سالهای گذشته تربیت فعالین دانشجویی و آگاهی بخشی به آنان به ضعیف ترین شکل خود اتفاق افتاده است. به همین علت با دانشجویانی روبرو هستیم که در ابتدا دغدغه مندی نسل های گذشته را ندارند و در مرحله ی بعد اگر از آگاهی و دغدغه بهره مند باشند بعلت نداشتن تجربه‌ی کافی درک درستی از نهادهای دانشجویی ندارند. به همین علت در این روزهای دانشگاه آزاد شاهد نهادها و آیین نامه ها و فضای نسبتا بازی هستیم که از نبود عنصر اصلی یعنی دانشجو رنج می برد. اندک دانشجویان فعال هم بعلت تکثر در شرایط راه اندازی نهاد دانشجویی در میان انبوه این سازوکار ها سردرگم و بدون برنامه از هر ظرفی اندکی می چشد و در نهایت برای انجام فعالیت‌های مدنی‌اش مظروف هیچ ظرفی نمی‌شود.