بحران خاک و جو!


نیاز به گفتن ندارد! همه از وضعیت خوزستان نگران و ناراحت هستند و از دست امثال ما جز آرزوی حل این مشکل کاری ساخته نیست.
اما بد نیست یه نگاهی به خودمون بندازیم! و ببینیم بعضی هایمان واقعا چه توقعاتی داریم؟ تو همین فیس بوک اگر یه کم بگردیم با کلی نظر کارشناسی با پیش درآمد دولت آخوندی و ملاهای فلان روبرو میشیم...
اما هیچ کدام از این مهندسان زیست محیطیِ شاغل در شبکه های اجتماعی به این توجه نمی کنند که واقعا عامل اصلی این اتفاق ها کجاست و چه جوری میشه این مشکل رو حل کرد؟
با شعار دادن و پلاکارد علیه دولت و حاکمیت نوشتن میشه؟ با تجمع میشه؟
البته که نفسِ دغدغه مندی و اهمیت به پیرامون بد نیست ولی خوبه که در همه ی موارد از خودمان غیرت نشون بدیم.

یک مثال میزنم:
در جریان اسید پاشی تجمعاتی برگزار شد. هر روز اخبار کذبی از اسید پاشی در تهران گوش به گوش و وایبر به وایبر میچرخید. در دانشگاهِ ما عده ای از دوستان به صورت خودجوش تصمیم به تحریم کلاس ها گرفتند! (حالا به ربط اسید پاشی در اصفهان و تعطیلی کلاس های درس کاری ندارم) . روزموعود رسید و به واقع و در کمال تعجب من و برخی دوستان عده ای به تحریم لبیک گفتند و سر کلاس نیامدند. کلاس ها به صورت نیمه تعطیل درآمد. در دانشگاهی که بسته شدن انجمن ها، وضعیت غذا و بهداشت دانشگاه، مشکلات رفت و آمد دانشجویان و چندین مورد سوقصد به دانشجویان در اطراف دانشگاه رگ غیرت کسی را قلقلک نداد ولی دوستان لطف کردند و در اعتراض به اسید پاشی در اصفهان سنگر علم را تحریم کردند و از هیچکدامشان هم یک جمله ی قانع کننده برای دلیل اینکار نشنیدیم.

در مورد ریزگردهای اهواز هم همین اتفاق رخ داده و در تحلیل ها و اعتراضاتمان جو بر منطق غلبه کرده. فرضا که دولت کم کاری کرده؟ آیا با تظاهرات ما دولت میتواند ارتش را بسیج کند تا به ریزگرد ها حمله کنند؟

همه میدانیم که برای خروج از این وضعیت کاری بلند مدت نیاز است و حتی یکی دو سال هم عدد ناچیزی ست!

ریشه ی اصلی این غبار ها هم درون خاک ایران نیست. طبیعتا در شرایط عادی ایران میتواند به عراق در مورد شرایط دجله و فرات و هورالعظیم و خشک شدن پوشش گیاهی آن منطقه خرده بگیرد. اما طرف ایران کشوری ست که سالهاست از جنگ رها نشده. کشوری که شرایط جنگی دارد هنر کند بتواند جان مردمش را دربرابر گلوله نجات دهد و بعد در آرمانی ترین شرایط به نان آنها فکر کند.
پس بر آنها هرجی نیست. به دولت هم نمیتوان خرده گرفت که چرا به عراق فشار نمی آورد داعش را ول کند و به خشک شدن پوشش گیاهی اش رسیدگی کند!

عامل بعدی ترکیه است. ترکیه با احداث سد بر روی آبهای مرزی اش با عراق باعث خشک شدن پوشش گیاهی در اکثر مناطق عراق است. این اتفاق از زمان صدام حسین رخ داد و صدام انقدر خودش را درگیر جنگ کرده بود که دیگر فرصت فکر کردن به مسایل زیست محیطی را نداشته باشد. هرچند صدام هم عمدا و با دلایل سیاسی، اقداماتی برای خشک کردن هورالعظیم انجام داد اما یکی از عوامل خشک شدن هورالعظیم نیز همین سد زدن های بیش از حد ترکیه است.

تالاب هورالعظیم هم تنها یکی از دلایل غبارهای اخیر است و شاید بتوان گفت تنها عاملی ست که درونِ ایران قراردارد. هرچند حل این مشکل هم پایانی بر غبارهای اهواز نیست اما باید بدانیم که قسمت اعظم این تالاب بزرگ در خاک عراق است و عملا  به همان دلایل فوق آب چندانی به آنجا سرازیر نمی شود.
همان اندک آب هم در دولت گذشته با سد سازی جلویش گرفته شده و در اختیار وزارت نفت قرار گرفته است که اکنون درحال آزادسازی آن آب هستند. پوشش گیاهی این منطقه هم تقریبا به نابودی رسیده است و همین امر هم یکی از دلایلی ست که باعث تحرکت غبار ها می شود.

 امروز هم اخباری منتشر شد که از طوفان خاک در مصر، لبنان و فلسطین اشغالی اطلاع میداد و این هم گواهی ست بر بحرانی به وسعت یک قاره!
 به هرحال چیزی که مشخص است این است که این اتفاقات تنها مختص یک منطقه ی خاص نیست و مجموعه اتفاقات فرامنطقه باعث بروز این بحران شده است. پس اگر بناست تحرک و اعتراضی در این مورد صورت گیرد باید باصدایی فرا منطقه ای آن را فریاد زد نه با شعارهای بی ربطِ مربوط به سیاست داخلی!

به گواه اکثر کارشناسان محیط زیست ایران کشوری ست که بیشتر از دیگر کشورهای منطقه در این مورد فعالیت کرده است و تجربه ای 50 ساله در مبارزه با این رخداد دارد.

--------------------------------------------
عکس نوشت: این عکس هم در کمال جوگیری هموطنان غیور وایبر به وایبر می چرخد. اما محض اطلاع این عکس مربوط به طوفان خاک در سال 2011 در بحرین است.

اجسان نادرپور /