حمله دهه هفتادی ها به جان دیوارهای شهر!


احسان نادرپور - تماشاگران امروز: 

وقتی صبح زود که مثل هر روز از مسیر همیشگی به محل کار میرویم. وقتی زیر پل سید خندان منتظر ماشین هستیم. وقتی مثل همیشه ولیعصر رو بالا پایین می کنیم؛ همه چیز مثل دیروز و دیروز های دیگه تکراریه. به جز همان دیوار زشت و بی ریخت سیمانی یا گچی که امروز یک پیام روش نقش بسته. یکی نصفه شب یا اول صبح آمده و هرچی میخواسته دل تنگش کشیده. در روزگاری که آمار کشیدنی ها بین نوجوانان بیشتر و بیشتر می شود؛ هستند کسانی که جای دود و ریه، رنگ و دیوار را انتخاب می کنند. ولی با این حال جنس استرس و یواشکی کشیدن شان فرق زیادی با هم نمی کند. حتی وقتی به طرح روی دیوار خیره می شوی نمی توانی تصور کنی که خالق این اثر از دست پنجه بوکس شهرداری چی ها و دستبند پلیس ها قسر در رفته یا نه!

معرفی می کنم! این کشیدنی ها گرافیتی و اون بچه ها گرافر هستند. البته زمان ما و قبل از ما هم وجود داشتند اما این روزها به قول خودشان در حال تکثیر شدن هستند. بخشی از آنها خودشان را هنرمند و بخش دیگری قبل از هرچیز خود را معترض می دانند. با آنها که هم کلام می شوی بیش از هرچیز نگران هویت خودشان هستند. نمی خواهند لو بروند. بعضی هایشان تا حالا چراغ گردان پلیس بر روی طرح هایشان نیافتاده که وسط کار پا به فرار بگذارند ولی هرچه باشد نمی خواهند از بقیه هم صنف هایشان در مافیا بازی کم بیاورند. به همین دلیل بعضی هایشان از افشای نام مستعارشان هم در هراس اند.

تعداد نسل چهارمی هایی که به هیپ هاپ علاقه مندند روز به روز بیشتر می شود. یک ژست یا یک طرز تفکر که باعث می شود آنها نسبت به بقیه متمایز شوند. شلوار های آویزان، تی شرت هایی که گشاد است و به زانو می رسد و کلاه های نقاب داری که به کلاه رپری یا هیپ هاپی معروف شده. البته اگر نمی توانید این مدل لباس پوشیدن را درک کنید بدانید که ربطی به ایرانی بودن و جهان سومی بودن مان ندارد. در همان مهد دموکراسی یا اگر آدرس دقیق تر بخواهید در ایالت لوییزیانای آمریکا، شهردار برای پوشیدن این شلوارهای شل و آویزان که پایین تر از کمر قرار میگیرد جریمه ی 500 دلاری تعیین کرده است. خلاصه این لباس پوشیدن ها و سبک حرف زدن خاص و حتی موسیقی رپ؛ همگی به نوعی زیرمجموعه ی هیپ هاپ محسوب می شوند.

گرافیتی هم یکی از زیر مجموعه های جذاب خرده فرهنگ هیپ هاپ است. اما هرچه رپ زیرزمینی ست، گرافیتی روی زمین و وسط شهر اتفاق می افتد. بعضی ها سبک نوشتاری را انتخاب می کنند و بعضی ها به سراغ طرح های نمایشی می روند. ابزار و روش های متفاوتی هم برای اینکار استفاده می شود. چیزی که اول از همه به ذهن مان خطور می کند اسپری است. بعضی ها به صورت مستقیم با اسپری طرح را اجرا می کنند و بعضی هم از شابلون برای اینکار کمک می گیرند. استنسل هم این روزها متداول تر شده. شابلون و استنسل اجرایش بر روی دیوار وقت زیادی نمی گیرد و فرد را از خطر لو رفتن نجات می دهد.

هنر گرافیتی این روزها در تهران، رشت، اصفهان و شیراز بیشترین رشد را داشته است. گرافر ها از دیده شدن لذت می برند؛ پس خیلی از آنها دیگر طرح های تو در توی نوشتاری را بی خیال می شوند و برای بهتر و بیشتر دیده شدن به سراغ طرح های عامه و موضوعاتی روز می روند. همین می شود که فردای سقوط ایران 140 طرح هایش روی در و دیوار نقش می بندد و یا شبانه برای دفاع از کودکان غزه اسپری به دست می گیرند. 

دست سیاه یا بلک هند این روزها جزو کسانی ست که بازخورد آثارش از جامعه گرافیتی دوستان بالاتر رفته و طرح هایش صفحه به صفحه به اشتراک گذاشته می شود. جنس آثارش نشان از آن دارد که بدون فکر و مطالعه اسپری به دست نمی گیرد. 

بلک هند در یکی از کارهایش به حوالی بیمارستان هاشمی نژاد، مرکز فوق تخصصی بیماران کلیوی می رود. در کنار آگهی های فروش کلیه طرحی را اجرا می کند که مسئولان بیمارستان و ماموران شهرداری وادار می شوند قبل از ساعت 6 دخل طرح را بیاورند. او طرح های معروف زیادی را کار کرده، از طرح برای غزه و کشیدن نشانه های مارپیچ و دنباله دار گرفته تا نوشتن لینک ویدئویی در یوتیوب همه از نوآوری های اوست. 

اکثر علاقه مندان گرافیتی زیر 24 سال و تعداد قابل توجهی از آنان زیر 18 سال سن دارند. همین باعث می شود جنس مشکلات شاندر این راه کمی خاص شود و اوضاع به همین سادگی برایشان پیش نرود. خیلی از آنها که سن شان از بقیه پایین تر است از لو رفتن سن شان در فضای مجازی مقاومت می کنند تا سوژه ای نشود برای جدی گرفته نشدن توسط بزرگتر های گرافیتی! 

همه ی آنها شب به سراغ سوژه هایشان نمی روند؛ یکی از نوجوان ها می گوید وقتی که خانواده اش فهمیده اند گرافیتی کار میکند مجبور شد طرح هایش را در روشنی روز انجام دهد. یکی دیگر که از فعالین گرافیتی در رشت هم می گوید در روشنی روز کارهایش را انجام می دهد چون در تاریکی شب نمیتواند طرح خوبی را پیاده کند.
اکثر گرافیتی کار ها از داشتن یک خلوتگاه برای خودشان می گویند، جایی که فقط خودشان از آن خبر دارند و طرح هایشان را آنجا تمرین می کنند. اما همین تمرین ها هم گاهی ممکن است کار دست شان بدهد. امیر که یکی از همین افراد است می گوید بخاطر لو رفتن های مداوم دیگر بی خیال این کار شده و الان دیگر رپ خواندن را به گرافیتی ترجیح میدهد.

خیابان ولیعصر، پارک آب و آتش و شهرک اکباتان جزو پاتوق های بچه های گرافیتی کار به حساب میاد. بعضی از آنها که دوست دارند از هنرشان درآمد هم کسب کنند با شهرداری و سازمان زیبا سازی وارد گفتگو شده اند. تقریبا هیچ کدام از آنها نتوانستند کسی را برای استفاده ی درست از هنری که در اختیارشان است مجاب کنند. اما در این میان گروهی از گرافیتی کاران رشت سازمان زیبا سازی شهرشان را مجاب به برگزاری مسابقه کردند تا گرافیتی در رشت وارد فاز رسمی شود. دو نفر از گرافیتی کاران این شهر نیز به زودی نمایشگاهی به نفع خیریه محک برگزار می کنند.

هر چه هست این گرافیتی کارانی که شهر را با آرزوها و حرف هایشان برای من و تو نقاشی می کنند به قیافه شان نمی خورد مجرم باشند. این هنرمندان خیابانی به زور میخواهند حال ما را خوب و رنگی کنند و به رنگ ها ارزش فکر کردن بدهند. شاید حس خوبی که از دیدن متفاوت دیوار های شهر به ما دست می دهد ارزش این را داشته باشد که کمی دیدمان را نسبت به دهه هفتادی هایی که دیگر بزرگ شدند رنگی تر کنیم!