چرا عارف این کاره نیست؟

هفته نامه تماشاگران امروز - احسان نادرپور: کنار کشیدن عارف در انتخابات ریاست جمهوری را یکی از دلایل پیروزی حسن روحانی می دانند. هرچند این اتفاق بدون حاشیه رخ نداد و عارف کنار شیدنش را منوط به درخواست رسمی رییس دولت اصلاحات کرده بود ولی کام عارف با این اتفاق تلخ نماند. پس از پیروزی حسن روحانی همه عارف را به عنوان مرد اخلاق شناختند.
کسی که با از خود گذشتگی و کنار کشیدنش به نفع روحانی باعث شد که اصلاح طلبان یک نماینده واحد برای انتخابات داشته باشند و همین اجماع هم موجب بازگشت قدرت پس از هشت سال به جناح به اصطلاح چپ شد. عکس عارف بیشتر از دوران کاندیداتوری روی جلد مجلات رفت و بیشتر از آن زمان برایش نوشتند. نام مرد اخلاق روی عارف ماند و به دلش هم نشست.

البته این اولین بار نبود که عارف از انتخابات کناره گیری می کند. او در سال 84 تصمیم به حضور در انتخابات ریاست جمهوری گرفت و پس از اینکه از عزم هاشمی رفسنجانی برای حضور در انتخابات شنید به سود او از انتخابات کناره گیری کرد. یکی از توجیه هایش برای این کار هم به گفته خودش این بود که: «من خودم را با برخی شخصیت های بالای نظام اصلا مقایسه نمی کنم که مثلا ببینم کارایی من بیشتر است یا آنها؟ من مفیدترم یا آنها؟ چون برداشتم همیشه این بوده که اگر آقای هاشمی یا خاتمی بیایند من می توانم در خدمت آنها باشم اما اگر من بیایم، آنها قاعدتا نمی توانند عضوی از کابینه من باشند.»
عارف بنا داشت در انتخابات سال 88 هم آستین هایش را برای ریاست جمهوری بالا بزند اما حضور خاتمی او را از این تصمیم منصرف کرد. پس از کناره گیری خاتمی به سود موسوی باز هم وارد عرصه نشد و در بعضی از سخنرانی هایش در سال 92 گفته بود که می خواهد در فرصت مناسب از پشت پرده عدم حضورش و مخالفانش صحبت کند. فرصتی که هیچ وقت به دست نیامد.
پس از انتخابات سال 92 عارف در هر انتخاباتی که به صورت مستقیم و تنها شرکت کرد، یا کنار کشید یا رای نیاورد. در حالی که همه منتظر بودند عارف و اصلاح طلبان علاوه بر رای لیست امیدی ها رای مستقل ها را هم به اردوگاه خودی ببرند اما نتیجه انتخابات ریاست مجلس نشان داد که رای لاریجانی بیشتر از عارف است و عارف همان لحظه اعلام نتایج اولیه به سود لاریجانی کناره گیری کرد و گفت لاریجانی رییس همه ماست. برای بررسی اعتبارنامه ها نیز 15 شعبه تشکیل شد. عارف به عنوان رییس سنی شعبه سیزدهم جلسه را آغاز کرد و برای ریاست این شعبه نامزد شد. اما باز هم آرای عارف برای ریاست این شعبه کافی نبود و حسینی کیا با 9 رای توانست رییس این شعبه شود.
چرا عارف این کاره نیست؟پس از ناکامی عارف در ریاست مجلس همه انتظار داشتند او بر کرسی مرکز پژوهش ها یا ریاست کمیسیون آموزش مجلس بنشیند. کاظم جلالی در مرکز پژوهش های مجلس ابقا شد. در کمیسیون آموزش هم باز شاهد کنار کشیدن عارف بودیم. عارف از ریاست این کمیسیون هم امتناع کرد.
پس از این اتفاق خیلی ها معتقد بودند عارف برای سیاست و بازی های سیاسی ساخته نشده است و کاریزمای یک رهبر سیاسی در او وجود ندارد. عارف فورا تغییر موضع می دهد و در مواضعش به شدت خودسانسوری دیده می شود. او در هیچ اظهارنظری اولین نفر نیست. سال هاست در مورد دو کناره گیری اش از انتخابات های ریاست جمهوری در سال های 84 و 88 می خواهد دست به افشاگری بزند و هیچ وقت این کار را نکرده است. عارف هرچقدر مردی اخلاق گرا باشد و مردم هم او را دوست داشته باشند، باز هم نمی تواند به عنوان رهبر یک گروه سیاسی دو قدم جلوتر از مردمش حرکت کند.
نظری ندارد!
علاوه بر اینها به نظر می رسد عارف در بزنگاه ها هم نمی تواند نقش یک لیدر سیاسی را به خوبی ایفا کند و تصمیمی قاطع و تاثیرگذار بگیرد. نمونه این اتفاق را به طور مثال می توان در مناظره های ریاست جمهوری دید. جایی که عارف از پاسخ به سوال های چهار گزینه ای امتناع کرد و این کار را دون شان خود و دیگر نامزدها دانست و در اعتراض به این اقدام در جواب تمامی سوال ها گفت «نظری ندارم!»
همان لحظه مشخص بود که عارف قصد دارد یک ریسک کوچک را انجام بدهد و با ایستادنش جلوی مجری صدا و سیما خودش را بین مردم محبوب کند اما این پاتک دکتر نگرفت و کمتر کسی از این حرکت او استقبال کرد. در شبکه هاب اجتماعی آن روزها هم کمتر به این موضع گیری عارف پرداخته شد و حواشی دیگر مناظره ها برای مردم جذاب تر آمد و حتی می توان گفت در جواب به این سوالات، غرضی برای مردم جذاب تر از عارف بود. رسانه های اصولگرا هم این حرکت عراف را سوژه برچسب قانون گریزی زدن به عارف کردند و نوشتند: «قانون بد بهتر از بی قانونی است.
چرا عارف این کاره نیست؟ عارف آمده است و در چارچوب این قانون بد باید کار کند که البته در نهایت به قانون احترام گذاشت و فقط به سوالات چند گزینه ای پاسخ نداد. اما نکته مهمتر در مورد عارف کم حوصه و کم تدبیر بودن او در مقابل این پدیده بود که این می تواند در مقابل هر پدیده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دیگری در زمان ریاست جمهوری او به شرط انتخابش پیش آید که اگر بخواهد همین گونه رفتار کند نمی تواند مدیر خوبی برای اداره امور کشور باشد.»
طبیعتا نباید این جاخالی دادن های عارف را به رسم اخلاق دانست یا اینکه بگوییم یک بازی سیاسی پشت این رفتارها است. عارف به هر رسم و دلیلی که در ریاست این نهادها موفق نشده است یک چیز را برای همه روشن کرده است؛ اینکه کاریزمای یک رهبر سیاسی را نمی توان در او دید و مشخص است که عارف آنقدری که در دانشگاه استاد است، در سیاست نیست.